تبلیغات اینترنتیclose
محمد بن علی ابن بابویه قمی(شیخ صدوق) علیه الرحمه
بسم الله الرحمن الرحیم السلام علیک یا مجری العلوم و کنزها و محیی الرسوم السلام علیک یا حافظ الدین و عون المومنین و مروج شریعه سید المرسلین و اله الائمه المعصومین علیهم افضل صلوه المصلین السلام علیک ایها الشیخ العالم العامل السلام علیک یا عضد الاسلام السلام علیک ایها العارف الموید و العابد المسد و اشهد انک الامین علی الدین و الدنیا و انک قد بالغت فی احیاء الدین و اجتهدت فی حفظ شریعه سید المرسلین و اشرف الاولین و الاخرین علیه و اله افضل صلوه المصلین و اتبعت سنن الابرار و رویت عنهم الاخبار و عملت بما رویت و اشهد انک اظهرت الحق و ابطلت الباطل و سهلت السبیل و اوضحت الطریق و نصرت المومنین فجزاک الله و عن الایمان و اهله افضل جزاء التابعین و حشرک مع النبیین و الوصیین و الشهداء و الصالحین و حسن اولئک رفیقا اللهم رفیقا اللهم املاء قبره نورا و روحا و ریحانا واسکنه فی بحبوحه جنه النعیم یا ارحم الراحمین تقدیم به پیشگاه حضرت ولی امر صاحب الزمان امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

شیخ  صدوق علیه الرحمه


موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ,
[ سه شنبه 6 تير 1391 ] [ 22:31 ] [ غ السادات محمدی ] [ ]

 

مناظرات شیخ صدوق علیه الرحمه

یکی از اقدامات مؤثر شیخ صدوق تشکیل جلسات مناظره در حضور سلطان رکن الدوله و جمع کثیری از مردم ری(پایتخت آل بویه) بود و بخصوص پس از وی شاگردش شیخ مفید این روش پسندیده را ادامه داد، و مخالفین را که جز تهمت و افترا حربه‌ای در دست نداشتند با استدلالات عقلی و منطقی و با استناد به آیات و روایات، محکوم و منزوی نمود.

در اینجا یکی از مناظرات کوتاه وی را که در مجلس رکن‌الدوله اتفاق افتاده و خود وی در کتاب«کمال الدین و تمام النعمة» آورده است، نقل می‌کنیم:

روزی یکی از ملحدین و مخالفین در مجلس امیر سعید رکن‌الدوله خطاب به من چنین گفت:

امام زمانِ شما می‌بایست هم اکنون ظهور می‌کرد زیرا چیزی نمانده که اهل روم بر مسلمانان غلبه کنند.

من به او پاسخ دادم: تعداد کفار در زمان پیامبرJ بیش از امروز بود ولی پیامبر تا چهل سالگی دعوت خود را آشکار نساخت و به امر خداوند متعال امر خود را کتمان نمود. پس از آن رسالت خود را اظهار کرد، تازه آن وقت هم فقط به کسانی که مورد اعتمادش بودند. و به مدت سه سال از کسانی که اطمینان نداشت پنهان می‌نمود. سپس کار به آنجا رسید که ایشان و جمیع بنی هاشم مهاجرت کردند به شعب ابی طالب و سه سال در آنجا ماندند. حال اگر کسی بگوید چرا در این سالها پیامبرJ قیام نکرد، در حالی که مشرکان بر مسلمانان غلبه داشتند و آنها را تحت فشار سخت و در حال نابودی قرار داده بودند. پاسخ ما این خواهد بود که پیامبرJ به اذن خدا از مکه خارج شد و به شعب ابی طالب رفت، اگر غایب شد به اذن خدا غایب شد و هنگامی که ظهور کرد به اذن خدا ظهور کرد، زیرا پیامبر آنقدر در دره و شعب باقی ماند تا خداوند به موریانه دستور داد در کاغذ قراردادی که بین قریش بسته شده بود و با چهل مهر، محکم گردیده بود نفوذ کند و آنچه را که مربوط به قطع رحم است بخورد و اسم خدای عزوجل را باقی گذارد. پس ابوطالب به مکه آمد، چون قریش او را دیدند تصور کردند که او آمده است تا پیامبر را تسلیم آنها کند تا او را بکشند یا از نبوتش بازدارند. از این رو استقبال شایان از ابوطالب بعمل آوردند.

ابوطالب چون نشست چنین گفت: ای قریش! من تا کنون از پسرِ  برادرم، محمدJ دروغی نشنیده‌ام. او به من خبر داد که خداوند به او وحی کرده که موریانه‌ای صحیفه شما را خورده جز نام خداوند متعال. آنها صحیفه را آوردند و آن را چنان یافتند که او گفته بود، پس عده‌ای ایمان آوردند و عده‌ای بر کفرشان باقی ماندند. پیامبر و بنی هاشم نیز به مکه بازگشتند.

امر امامت نیز همینطور است. هرگاه خداوند به امام اذن دهد او ظهور خواهد کرد.

دلیل دیگر اینکه قدرت خداوند متعال بر نابودی کفار بیش از امام است(یعنی اگر قرار باشد کفار نابود شوند خداوند بر این امر قادر است و نیازی به وجود امام نیست.) حال اگر کسی بپرسد: چرا خداوند به کفار و مشرکان آن قدر مهلت می‌دهد تا هر چه می‌خواهند کفران کنند و شرک بورزند؟ جواب می‌دهیم:

خداوند از فوت وقت و از دست رفتن فرصت نمی‌ترسد تا در عذاب آنها عجله به خرج دهد. و نیز به مخلوق نمی‌رسد در کار او چون و چرا کند. مسألۀ غیبت و ظهور امام زمانf نیز اینگونه است زیرا خدا او را غایب گردانیده و ما نمی‌توانیم در کارهای خدایی اعتراض و ایراد کنیم.

آن مرد مخالف گفت: من به امامی که او را نبینم ایمان نمی‌آورم و مادامی که او را مشاهده نکنم این دلایل مرا قانع نخواهد کرد.

پاسخ دادم: پس تو باید خدا را هم قبول نداشته باشی چون او را نمی‌بینی و باید به پیامبرJ هم معتقد نباشی چون او را هم ندیده‌ای.

در اینجا مرد مخالف رو کرد به امیر رکن‌الدوله و گفت ای امیر! آیا دانستی این شیخ چه می‌گوید؟ او می‌گوید امام زمان به این دلیل غایب است و دیده نمی‌شود چون خداوند متعال غایب است و دیده نمی‌شود.

امیر رکن‌الدوله جواب داد: ای مرد تو کلام شیخ را تحریف کردی و سخنی را که او نگفته بود به او نسبت دادی و همین خود، دلیل بر آن است که تو در مباحثه بریدی(و شکست خوردی) و اقرار به ناتوانی کردی.

 

 

 

 

منبع روی گل

کلیک کنید

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 

 


موضوعات مرتبط: مناظرات علمی شیخ صدوق(ره),
برچسب‌ها: ,
[ سه شنبه 29 فروردين 1391 ] [ 23:57 ] [ غ السادات محمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

ابن بابویه معروف به (حضرت شیخ صدوق) ×× شهرستان ری×× با تشکر از دبیران دبیرستان (جهان تربیت) سرکار خانم کتابی و سرکار خانم عبدالحمیدی
صفحه نخست
یا محمد
یا محمد
یا محمد

وبگاه آستان
آرشيو مطالب
کتاب



شمع
حضرت معصومه
حضرت معصومه
حضرت شاه عبد العظیم
امامزاده عبدالله
امامزاده عبدالله
برج طغرل
شیخ صدوق
برج طغرل



امارگیر حرفه ای سایت